بايزيد بيات

9

تذكره همايون و اكبر ( فارسى )

از ان جمعى كه در ملازمت حضرت بودند مىماند - و بعد از ان بدولت و اقبال بقصبهء سيستان تشريف شريف ارزانى فرمودند - و احمد سلطان والده و عورات خود را بملازمت حضرت مريم مكانى فرستاد - و جميع اموال خود را با ولايت خود پيشكش بندگان حضرت نمود - و بندگان حضرت بعضى اسباب ضرورى و شاگرد پيشهء كه در كار بودند قبول فرمودند - تتمه را بمشار اليه بخشيدند * در همين منزل خواجه جلال الدين محمود اوبهى كه در ان اوقات ملازم مرزا عسكرى بود و در قلعهء بابا حاجى كه در لب آب هلمند واقع است تحصيل ميكرد خبر يافته با ملازمان خود بعتبه بوسىء بندگان حضرت مشرّف شد - و يك قطار استر « 1 » كه اسباب نفيس بار داشت پيشكش نمود - مشار اليه را در همان منزل مير سامان نموده عنايت و شفقت بسيار فرمودند - و در همان منزل حاجى كوكى كه از امراى ميرزا عسكرى بود از قندهار فرار نموده خود را بعتبه بوسى رساند - و حسين قلى مرزا برادر احمد سلطان از مشهد بديدن والده و برادران آمده بود كه رخصت مكهء معظّمه حاصل نمايد - بندگان حضرت را ملازمت كرد - كتاب چندى كه داشت پيش‌كش نمود - از كتابها آنچه خوش آمد گرفتند - و تتمه را به او بخشيدند - و در آخر صحبت از وادئ مذهب

--> ( 1 ) استر بفتح اول و ثالث و سكون راى مهمله نام حيوانى كه از جفتى خر نر و اسپ ماده پيدا مىشود و بهندى خچّر گويند - فرهنگ انندراج جلد اول صفحه 179 *